شمس الدين محمد بن محمود آملي
4
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
فصل دوم [ در كيفيت اعمال سالك ] در كيفيت اعمال سالك ، بدانكه نفس آدمى بحسب هوا و طبيعت به حكم إن النفس لأمارة بالسوء ، پيوسته خواهد كه فرمانده بود نه فرمانبر ؛ و اين صفت عين منازعتست با حق تعالى در الهيت و معبوديت ، پس هر گاه كه در نفس سالك صفت انقياد أوامر الهى پديد آيد و اماريت او بمأموريت متبدل شود اين تنازع و تمانع مرتفع گردد و ايمان سالك كه بمثابه نور است باتصال امداد زيت عمل متزايد گردد ، و از دوام اتصال امداد زيت عمل بمصباح ايمان همواره زجاجه قلب و مشكاة بدن منور باشد ، و هر چند ايمان بنفس خود منور و مضيئست ، أما چون نور عمل به دو پيوندد نور على نور شود . و اول مرتبهء عمل قول لا إله إلا اللّه محمّد رسول اللّه ( و علي ولي اللّه خ ) است ، چو مراد از عمل استعمال جوارحست در مقتضيات احكام شريعت و اين قول استعمال جارحه زبانست و بعد از قول شهادتين قيام بعبادات بدني و وظايف شرعى چه همچنان كه زبان ترجمان و شاهد دل است كه از سر او حكايت كند و بر ايمانش گواهى دهد ، جوارح ديگر نيز همه ترجمان و شواهد دلاند كه از سر او اخبار كنند و بر حال او گواهي دهند ، پس هر عضوى از اعضا كه آن را در مقتضيات احكام شرعى استعمال كنند به زبان حال گواهي دهد بر وجود ايمان در دل و ظهور نور توحيد در سر ، و چون كيفيت عمل بعبادات و توزيع اوقات بر أذكار و دعوات و او را در شرعيات كه بيشتر مبين و مقرر شد به همان اكتفا كرده شود . فصل سيم [ در شرايط سلوك ] در شرايط سلوك و از آن جمله پانزده شرط ياد كرده شود : اول آنكه بر تطرق شبهات و تتبع شهوات در سر و علانيه از قانون اسلام و جاده شريعت منحرف نشود ، و بلم و لا و لعل و عسى مشغول نگردد ، و در توجه به حضرت ربوبيت چنان مستقيم باشد كه به هيچ وجه به غير او ملتفت نشود . دوم آنكه پيوسته با وضو و با طهارت باشد تا بكرامت محبت